الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

182

الغدير ( فارسى )

- اى ماه تابان ! راه كربلا گرفتى تا به امت رسم زندگى آموزى و هم راه رستگارى و صلاح . - از اين‌رو ، دين خدا حلهء شاهوار به تن كرد و شرك بال و پر فروهشت . - از اين‌رو ، صبح شرك تاريكى گرفت و شام دين روشنايى يافت . - نامه نگاشتند و به كربلايش خواندند ، شتابان آمد تا حقيقت خالص مشهود گردد . - و چون به وعده‌گاه رسيد ، از او كناره گرفتند ، بلكه به سويش تاختند . - دشت صاف را از نيزه و شمشير چون جنگلى انبوه آراسته در كشتنش شتاب كردند . - دوستانش به دفاع برخاستند و با شمشير و نيزه هم‌آغوش گشتند . - هفتاد تن در ميان هفتاد هزار لشكر ، مجروح و غرقه به خون بر زمين افتاد . - جملگى شربت شهادت نوشيدند ، جامى كه از پيش مهيا بود . - حسين بر ايشان بتاخت و شمشيرهاى پهن به سويش شتافت . - اى خشم خداى ! مباد كه به ناله و فريادشان رحم آورى . - بالاخره تنها و تشنه از ميان دشمن برگشت ، همچنانكه تشنه و تنها رفته بود . - پيوسته ، مرغ جانش به سوى جانان پرمىكشيد ، تا پيك حق در رسيد و گفت : - بياييد ، بياييد ! اين جرعه خون دلم را بريزيد كه مرا سوى عالم بالا خواندند . - هجوم بردند بر سرش ، آن يك سرش بريد و آن ديگر بازويش . - پدرم قربان آن تشنه‌كامان كه خشكيده لب سوى جنان پر كشيدند . - پدرم فداى آن چهره‌هاى تابناك كه سپيده‌دم سر فداى جانان كردند . - پدرم فداى آن تن‌هاى عريان كه از خون ، جامهء گلگون ساختند . - اى سروران من ، اى زادگان على ! دين خدا در ماتم شما شيون و زارى آغاز كرد . - كعبه و حجر و هم صفا و مروه از وحشت فقدان شما به خود لرزان و ريگزار دشتها با در آغوش گرفتن پيكر شريفتان روح‌افزاست . - با فقدان شما اركان دين ويران گشت ، قرآن و مثانى با سوره‌هاى طولانى . - خداى بر آنها رحمت نياورد كه شما را دشمن گرفتند و بر آنان كه پيرو شمايند رحمت فراوان باد .